همجنسگرایی مردانه، که اغلب با کلمه گی (Gay) شناخته میشود، یکی از مباحثی است که در جوامع مختلف با سوالات، ابهامات و گاهی باورهای نادرست بسیاری همراه است. بسیاری از افراد و خانوادهها در جستجوی درک چیستی این پدیده، به دنبال پاسخ سوالاتی مانند «علت گی بودن چیست؟» و «آیا درمانی برای آن وجود دارد؟» هستند.
گی کیست؟
برای درک موضوع، ابتدا باید با مفهوم «گرایش جنسی» (Sexual Orientation) آشنا شویم. گرایش جنسی به الگوی پایدار کشش عاطفی، عاشقانه و جنسی یک فرد به دیگران اشاره دارد. این گرایش بخشی بنیادی از هویت یک فرد است. گرایش جنسی یک طیف است که شامل موارد زیر میشود:
دگرجنسگرایی (Heterosexuality): کشش به جنس مخالف
همجنسگرایی (Homosexuality): کشش به افراد همجنس. (برای مردان از اصطلاح گی و برای زنان از اصطلاح «لزبین» استفاده میشود).
دوجنسگرایی (Bisexuality): کشش به هر دو جنس.
بنابراین، همجنسگرایی مردانه به معنای آن است که یک مرد به طور پایدار، از نظر عاطفی، عاشقانه و جنسی به مردان دیگر گرایش دارد. این گرایش صرفاً یک رفتار نیست، بلکه بخشی عمیق از هویت و احساسات یک فرد را تشکیل میدهد.
همجنسگرایی مردانه
همجنسگرایی مردانه به گرایش عاطفی، عاشقانه یا جنسی مردان نسبت به مردان دیگر گفته میشود. این گرایش یکی از انواع گرایشهای جنسی در انسان است و ریشه در ترکیبی از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی دارد. همجنسگرایی بیماری یا انحراف نیست، بلکه یکی از تنوع های طبیعی در رفتار جنسی انسان ها محسوب می شود که در بسیاری از فرهنگ ها و جوامع از گذشته تا امروز وجود داشته است.
سلام. بگویید که من احساس می کنم حس طبیعی به جنس مخالف ندارم. ولی اگر این را تحمل نداشته باشند باید مشاوره شده و بر اساس شرایط شما بهترین راه حل پیشنهاد شود.

علت گی بودن چیست؟
یکی از پرتکرارترین سوالات، در مورد علت شکلگیری گرایش گی است. با دههها تحقیق، دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که هیچ علت واحد و مشخصی برای گرایش جنسی وجود ندارد. در عوض، علم امروز معتقد است که گرایش جنسی نتیجه یک تعامل پیچیده از عوامل مختلف است:
-عوامل ژنتیکی: شواهد قوی نشان میدهد که ژنها نقش مهمی در تعیین گرایش جنسی دارند. همجنسگرایی در خانوادهها و به خصوص در دوقلوهای همسان، بیشتر دیده میشود.
-عوامل هورمونی پیش از تولد: تفاوت در میزان قرار گرفتن جنین در معرض هورمونهای مختلف در رحم مادر، میتواند بر رشد مغز و در نتیجه، بر گرایش جنسی در آینده تأثیر بگذارد.
-عوامل محیطی و رشدی: این عوامل به معنای نحوه تربیت یا تجربیات کودکی نیست، بلکه به محیط بیولوژیک پیچیده دوران رشد جنینی و نوزادی اشاره دارد.
نکته بسیار مهم: تمام شواهد علمی معتبر نشان میدهند که گرایش جنسی یک «انتخاب» نیست. همانطور که یک فرد دگرجنسگرا، گرایش خود را انتخاب نمیکند، یک فرد گی نیز گرایش خود را انتخاب نکرده است.
آیا من گی هستم؟
افرادی که همجنسگرا هستند معمولاً از نظر ظاهری یا رفتاری نشانههای قطعی و آشکاری ندارند که همه جا صادق باشد. برخلاف برخی کلیشه های رایج، نحوه لباس پوشیدن، نوع صحبت کردن یا رفتارهای اجتماعی به طور قطعی نمی تواند گرایش جنسی یک فرد را نشان دهد؛ بسیاری از همجنسگرایان ممکن است هیچ تفاوت ظاهری با سایرین نداشته باشند و از سوی دیگر، برخی افراد دگرجنس گرا ممکن است رفتاری خارج از کلیشه های مردانگی یا زنانگی متداول داشته باشند. بنابراین گرایش جنسی یک تجربه درونی است و بهترین راه شناخت آن، توجه به احساسات و تمایلات درونی فرد نسبت به جنسیتهای مختلف است نه صرفاً نشانههای بیرونی.
البته در مواردی، فرد ممکن است برای مدتی نسبت به گرایش خود دچار سردرگمی یا تردید باشد. مثلاً یک نوجوان ممکن است مدتی احساسات متناقضی را تجربه کند یا به دلیل فشارهای اجتماعی و فرهنگی، تمایلات همجنسگرایانه خود را انکار یا سرکوب نماید. این دوره از سردرگمی میتواند تشخیص گرایش را دشوار کند. با این حال، اکثر همجنسگرایان گزارش میکنند که پس از مدتی به یک درک نسبی از تمایلات خود می رسند و درمییابند که جذب عاطفی-جنسی آنان معطوف به هم جنس است.
درمان گی یا همجنسگرایی مردانه
هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی روشی در روان درمانی است که طی آن فرد را در حالت خلسه هیپنوتیزمی قرار داده و تلقین ها یا پیشنهادهایی به ذهن ناخود آگاه او داده می شود تا تغییراتی در ادراک، احساس یا رفتار فرد ایجاد شود. هیپنوتراپی به طور معمول برای مشکلاتی مانند: ترک عادات ناپسند (سیگار کشیدن، ناخن جویدن)، کاهش درد، اضطراب یا بهبود اعتماد به نفس به کار می رود. با این حال، برخی درمانگران تلاش کردهاند از هیپنوتیزم به عنوان روشی برای تغییر گرایش جنسی افراد همجنسگرا استفاده کنند.
استفاده از روش هیپنوتیزم درمانی توسط دکتر هیپنوتیزم برای افرادی توصیه می شود که با میل و ارادی خود خواستار درمان هستند و با تمایلات همجنس خواهانه ی خود مشکل داند. این افراد می توانند با کمک درمانگر مجرب اقدام به درمان همجنسگرایی کنند.
برخی درمانگران مدعی نتایج موفقیتآمیزی از این روش به دست آورده اند. به عنوان نمونه، در سالهای اخیر یک روان شناس بالینی شرح مورد پسری ۱۶ ساله را منتشر کرد که به درخواست والدینش تحت هیپنوتیزم درمانی و آموزشهای رفتاری قرار گرفته بود و بعد از چند جلسه هیپنوتیزم، میل دگرجنس خواهانه او به ۱۰۰٪ و میل همجنس خواهانه اش به ۰٪ رسید و این وضعیت در پیگیری ۴ ماهه پایدار ماند .

سایر روشهای درمانی هموسکشوال
گذشته از هیپنوتیزم درمانی که به آن پرداختیم، در طول تاریخ روشهای متعددی برای تغییر گرایش جنسی همجنسگرایان پیشنهاد یا به کار گرفته شده که امروز آنها را تحت عنوان کلی «درمانهای تبدیلی (Conversion Therapies) میشناسیم. در این بخش به برخی از مهمترین این روشها و سرنوشت آنها اشاره میکنیم:
-شوک درمانی و تنبیه فیزیکی
در میانههای قرن بیستم، برخی درمانگران از شوک الکتریکی به عنوان راهی برای از بین بردن میل همجنسگرایانه استفاده می کردند. در مواردی الکترودهایی را در ناحیه حساس قرار میدادند و هر زمان بیمار به تصاویر همجنسگرایانه نگاه میکرد، شوک دردناکی اعمال میشد تا در او انزجار شرطی ایجاد شود. حتی گزارشهایی از انجام لوبوتومی (جراحی روی مغز) برای درمان همجنسگرایی وجود دارد. روشن است که این روش های خشن عوارض جسمی و روانی شدید داشته و هیچگاه شواهد مستندی از موفقیت پایدار آنها ارائه نشده است.
-دارو درمانی و هورمون درمانی
در گذشته گاهی از داروهای مختلفی برای کاهش میل جنسی همجنسگرایانه بهره می بردند. برای مثال در مواردی اخته سازی شیمیایی با تزریق هورمونهای زنانه در مردان همجنسگرا انجام میشد تا میل جنسی آنها سرکوب شود. این روش در واقع تنبیهی بود که در برخی کشورها (از جمله بریتانیا در مورد افراد محکوم به همجنسگرایی) استفاده میشد. البته سرکوب میل جنسی یک چیز است و تغییر جهت آن چیزی دیگر؛ این روشها عملاً میل جنسی کلی فرد را کاهش میدادند بدون آنکه لزوماً او را به جنس مخالف علاقه مند کنند.
-درمان های روان شناختی سنتی
قبل از تغییر رویکرد علم روانشناسی در دهه ۱۹۷۰، بسیاری از روان کاوان کلاسیک معتقد بودند همجنسگرایی حاصل تربیت خانوادگی یا یک گره روانی در کودکی است. آنان تلاش میکردند با سالها روان کاوی، احساسات سرکوب شده یا روابط خانوادگی (مثلاً ارتباط با پدر یا مادر) را بهبود دهند تا گرایش فرد تغییر کند. مشهور است که زیگموند فروید بنیانگذار روان کاوی، علیرغم اینکه همجنسگرایی را یک توقف رشد روانی می دانست، در عمل نسبت به درمان پذیری آن تردید داشت و چندان ادعای موفقیتی نکرد. اما شاگردان مکتب روان کاوی تا دهه ها کوشیدند از این راه درمانی برای همجنسگرایان بهره گیرند که نتیجه ملموسی در برنداشت و به تدریج این رویکرد کنار گذاشته شد.
-درمانهای رفتاری (شرطیسازی منفی)
روانشناسان رفتاری در میانه قرن بیستم روش بیزارسازی یا درمان تنفری (Aversion Therapy) را آزمودند. ایده اصلی این بود که با ایجاد یک تجربه منفی همراه با محرکهای همجنسگرایانه، فرد نسبت به آن محرک ها شرطی شده و متنفر شود. در عمل، همانطور که اشاره شد، به بیمار داروهای تهوع آور می دادند و تصاویر افراد همجنس را به او نشان میدادند تا هر بار دچار حالت تهوع شود، یا شوک الکتریکی خفیف هنگام بروز تمایل به همجنس اعمال می شد. این روشها گاهی گزارش می شد که ظاهراً درصدی «موفقیت» دارند اما بعدها مشخص شد بسیاری از آن ادعاها مستند نبوده و اغراقآمیزاست. در حقیقت، حتی اگر فردی شرطی میشد که از تحریکات همجنس خواهانه احساس بدی پیدا کند، این اثر موقت و سطحی بود و باعث ایجاد کشش مثبت به جنس مخالف نمیشد. ضمن آن که این درمانها صدمات روانی شدیدی مانند اضطراب و انزجار از خود به همراه داشت.
-مداخلات مذهبی و معنوی
پس از آنکه نهادهای پزشکی عمدتاً از تلاش برای «درمان» همجنسگرایی دست برداشتند، بخش اعظم این تلاشها به حوزه گروههای مذهبی و غیرعلمی منتقل شد. بسیاری از گروههای مذهبی در ادیان مختلف که روابط همجنسگرایانه را گناه می دانند، برنامه هایی را برای تغییر گرایش ترتیب دادند. این برنامه ها شامل دعا و نیایش، گروههای موسوم به خروج از هموسکشوال (Ex-gay ministries)، جلسات اعتراف و مشاوره مذهبی، و حتی جنگیری (Exorcism) برای بیرون کردن «ارواح همجنسگرایی» بوده است. در موارد افراطی، حتی به مراجعان آموزش میدادند که آدمکهایی را به نمایندگی از پدر یا مادرشان بزنند تا خشم فروخورده را تخلیه و از والدین به خاطر ایجاد گرایش همجنسخواهانه در وجودشان به اصطلاح دل بکنند.
متأسفانه بسیاری از جوانانی که تحت این برنامههای تندرو قرار گرفتند، دچار آسیبهای روانی نظیر افسردگی حاد، اضطراب، احساس گناه شدید و میل به خودکشی شدند. اما در شرایطی که فرد با همجنسگرایی خود مشکل دارد و تمایل به درمان دارد، دعا و اعتقادات مذهبی می تواند در آرامش فرد به هنگام طی کردن روند درمانی موثر باشد.

عوارض همجنسگرایی مردانه
همانطور که پیشتر اشاره شد، خود همجنسگرایی ذاتاً بیماری نیست که عوارض پزشکی داشته باشد. بنابراین وقتی از «عوارض همجنسگرایی» صحبت میکنیم، منظور پیامدها یا مشکلاتی است که در پیرامون این گرایش و به دلیل واکنشهای جامعه یا شرایط فرد ممکن است برای فرد همجنسگرا پیش بیاید، نه عوارض ناشی از خود گرایش.
یکی از مهمترین مسائل، فشار روانی ناشی از تبعیض و انگ اجتماعی است. در جوامعی که نگاه منفی به همجنسگرایان وجود دارد، افراد همجنسگرا ممکن است از سنین نوجوانی با تمسخر، زورگویی (قلدری)، طرد شدن توسط همسالان یا حتی خانواده و انواع تبعیضها مواجه شوند. این تجربیات منفی میتواند منجر به مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و حتی افکار خودکشی در نوجوانان و جوانان همجنسگرا شود. به عنوان مثال، پژوهشها نشان دادهاند نوجوانان همجنسگرایی که در مدرسه مورد آزار و زورگویی قرار میگیرند، بیشتر در معرض افکار خودکشی و رفتارهای پرخطر (مانند سوءمصرف الکل و مواد یا روابط جنسی محافظتنشده) قرار می گیرند. در مقابل، بسیاری از نوجوانان همجنسگرا که حمایت خانواده و محیط اطراف را دارند، هیچ مشکل روانی بیشتری نسبت به همسالان غیرهمجنسگرای خود تجربه نمیکنند.
از طرفی احساس شرم و پنهانکاری یکی دیگر از تبعات شایع در جوامع غیردوستدار با همجنسگرایان است. فردی که متوجه گرایش خود شده اما از واکنش خانواده یا جامعه هراس دارد، ممکن است سالها آن را پنهان کند یا وانمود به دگرجنس کرا بودن نماید. این دوگانگی و سرکوب خود واقعی میتواند موجب استرس مزمن و فرسایش روانی شود.
علاوه بر این در موارد زیادی فرد برای فرار از هویت خود و انکار آن، ازدواج کرده و یا وارد روابط احساسی با فرد غیر هم جنس خود می شود. در چنین شرایطی به دلیل عدم همخوانی جنسی با همسر خود و بی میلی جنسی، دچار سرخوردگی، سردی در رابطه و در نهایت طلاق از همسر خود می شود.
بهترین درمان گی بودن در ایران چیست؟
با توجه به مطالعات علمی و نظرات انجمنهای معتبر روانپزشکی و روانشناسی، همجنس گرایی یک گرایش طبیعی در انسان است و نیاز به درمان ندارد. تلاش برای تغییر گرایش جنسی از طریق روشهایی مانند هیپنوتیزم، دارودرمانی یا مشاورههای موسوم به «درمان تبدیلی» در صورتی که فرد هویت خود را پذیرفته باشد، نه تنها غیرمؤثر شناخته شده، بلکه ممکن است آسیبهای جدی روانی از جمله اضطراب، افسردگی و احساس گناه شدید را برای فرد به همراه داشته باشد.
اگر فردی به دلیل فشارهای اجتماعی، خانوادگی یا فرهنگی دچار احساس ناراحتی یا سردرگمی در مورد گرایش خود باشد، بهترین راهکار مراجعه به یک مشاور یا روان درمانگر آگاه و بیطرف است که رویکرد حمایتی و پذیرشی داشته باشد. چنین درمانگرانی به افراد کمک میکنند تا احساسات و هویت خود را بهتر درک کنند، با فشارهای اجتماعی کنار بیایند و زندگی سالم و شادی را تجربه کنند. تمرکز درمانهای علمی معتبر باید بر بهبود سلامت روان، کاهش استرسهای ناشی از تبعیض و تقویت اعتماد به نفس فرد باشد، نه تلاش برای تغییر چیزی که ذاتاً بخشی از هویت او است.
با این حال، اگر فردی به دلیل عقاید شخصی، مذهبی یا فرهنگی احساس کند که نمیخواهد بر اساس گرایش همجنسگرایانه خود زندگی کند، میتواند با مراجعه به مشاور یا یک روان درمانگر و به کمک هیپنوتیزم، گام های بزرگی را در این زمینه بردارد. برخی افراد هم تصمیم میگیرند که رابطه همجنسگرایانه نداشته باشند و در عوض روی جنبههای دیگر زندگی خود، مانند خانواده، شغل، هنر یا معنویت، تمرکز کنند. با این حال، این یک تصمیم فردی است و نباید تحت فشار جامعه یا خانواده گرفته شود، زیرا سرکوب احساسات واقعی میتواند منجر به مشکلات جدی روانی شود. بهترین راه این است که فرد ابتدا با یک متخصص سلامت روان آگاه و بیطرف صحبت کند و تصمیمی بگیرد که در درازمدت به سلامت روان و آرامش او کمک کند.



