هیپنوتیزم، سالها بهعنوان روشی شگفتانگیز و در عین حال علمی برای بهبود مشکلات جسمی و روانی شناخته شده است. تحقیقات نشان میدهد که این تکنیک میتواند به شکلی عمیق بر ضمیر ناخودآگاه اثر گذاشته و حتی مسائلی که سالها فرد را درگیر کردهاند، تنها در چند جلسه برطرف کند. در ادامه، داستانهای واقعی و الهامبخشی از افرادی را می خوانید، که با کمک هیپنوتیزم توانستهاند از اضطراب، ترسهای عمیق، دردهای مزمن و حتی عادات مخرب رهایی یابند.
۱- درمان گرایش ناخواسته به همجنس با هیپنوتیزمدرمانی
سالها با احساسات و افکاری درگیر بودم که با هویت و باورهای شخصیام سازگار نبود. بارها تلاش کردم تغییر کنم ولی یا نتیجه نمیگرفتم یا بعد از مدتی دوباره برمیگشتم به همان حالت قبلی. وقتی با روش هیپنوتیزمدرمانی آشنا شدم، در ابتدا شک داشتم، اما بعد از چند جلسه با دکتر هیپنوتیزم، کمکم متوجه شدم افکار و کششهای ذهنیام تغییر میکنند. انگار کنترل بیشتری روی احساساتم پیدا کرده بودم. الان بعد از حدود ۶ ماه، نه تنها آرامش بیشتری دارم، بلکه توانستهام رابطه عاطفی سالمی را شروع کنم.
۲- تجربه درمان اختلال نعوظ و زودانزالی
حدود دو سال بود که به خاطر استرس کاری و فشار روحی، دچار مشکل در رابطه زناشویی شده بودم. یا خیلی زود انزال پیدا میکردم یا اصلاً نعوظ پایدار نداشتم. این موضوع اعتمادبهنفسم را نابود کرده بود. بعد از مراجعه و شروع جلسات درمان اختلال نعوظ با هیپنوتیزم که با آموزش تمرینهای ذهنی همراه بود، متوجه شدم اضطرابم موقع رابطه کم شده و بدنم بهتر واکنش نشان میدهد. الان بعد از سه ماه، زمان رابطهام بیشتر شده و شریک زندگیام هم رضایت کامل دارد.

۳- تجربه درمان واژینیسموس
از همان شب اول ازدواجم با مشکل شدید درد و انقباض غیرارادی عضلات واژن مواجه شدم. هر بار که میخواستیم نزدیکی کنیم، بدنم ناخودآگاه قفل میکرد. چند دکتر رفتم، دارو و تمرینات مختلف را امتحان کردم ولی نتیجه کامل نگرفتم. وقتی برای درمان واژینیسمون با هیپنوتیزمدرمانی آشنا شدم، فهمیدم بخش زیادی از مشکل من ذهنی و ناشی از ترسهای ناخودآگاه بوده. بعد از چند جلسه، انقباضها کم شد و حالا بدون ترس و درد میتوانم رابطه کامل و لذتبخش داشته باشم.
۴- ترک سیگار با هیپنوتیزم درمانی
تا قبل از اینکه برای ترک سیگار هیپنوتیزم شوم، هیچ اعتقادی به آن نداشتم. حتی همان موقع که تحت هیپنوتیزم بودم، مدام با خودم میگفتم: این حرفها همهاش بیاساس است و اصلاً احساس نمیکردم تحت تأثیرم. اما وقتی از دفتر هیپنوتیست بیرون آمدم، دیگر سیگار نکشیدم و حتی به آن فکر هم نکردم، مگر زمانی که کسی از من میپرسید.به این باور رسیدم که هیپنوتیزم درمانی واقعا موثر است.
۵- ترس از موجودات فضایی
کودکیام تنها یک جلسه هیپنوتراپی داشتم تا از ترس موجودات فضایی رها شوم. تجربهام بیشتر شبیه یک بازی خیالی آرامشبخش بود؛ با شمارش آهسته و تنفس عمیق آغاز شد، سپس تمرینهایی مانند اینکه تصور کنم دستم را بادکنکهایی شناور به سمت بالا میکشند. در پایان، از من خواسته شد با تمام جزئیات تصور کنم موجودات فضایی مرا با خود میبرند، با مهربانی رفتار میکنند و دوباره به خانه بازمیگردانند
۶- درمان کابوس های شبانه با هیپنوتیزم
برای درمان کابوسهای شبانه ناشی از PTSD به هیپنوتراپی رفتم. هر شب با جیغ از خواب میپریدم و کار به جایی رسیده بود که در خواب به خودم آسیب میزدم. جلسه که شروع شد، آرامشی را تجربه کردم که در تمام عمرم بیسابقه بود. گذر زمان را حس نمیکردم و وقتی جلسه تمام شد، درمانگر پرسید به نظرت چند ساعت گذشته. گفتم: شاید دو ساعت؟ اما واقعاً چهار ساعت گذشته بود.

۷- درمان اضطراب با هیپنوتیزم
برای درمان اضطرابم از هیپنوتیزم استفاده کردم. عجیبترین بخش ماجرا برایم این بود که با وجود بیاعتمادی به آن، نتیجه گرفتم. حتی همان موقع هم که هیپنوتیزم میشدم، ته دلم شک داشتم. اما نتیجه بسار راضی کننده بود.
۸- درمان فوبیا با هیپنوتیزم درمانی
من ترس شدیدی از سگهای سفید داشتم، نه رنگهای دیگر. فقط دیدنشان باعث تنگی نفس و نزدیک شدن به حمله پانیک میشد. پدرم هیپنوتراپیست حرفهای است و با کمک او این ترس را از بین بردم. حالا نهتنها نمیترسم، بلکه میتوانم یک روز کامل را با یک سگ سفید تنها بمانم
۹- ترویلیسم (تماشای رابطه جنسی دیگران)
او همیشه حس میکرد بدون دیدن صحنههای خصوصی دیگران و ترویلیسم نمیتواند تحریک شود. این وسواس پنهانی زندگی زناشوییاش را نابود کرده بود. با هیپنوتیزم درمانی، و بازگرداندن او به خاطرات نوجوانی و کشف ریشهی شکلگیری این الگو، کمک کرد تا این نیاز بیمارگونه بهتدریج جای خود را به لذت سالم در رابطهی دو نفره بدهد.
۱۰- درمان وسواس جنسی با هیپنوتیزم
ذهن من پر از افکار جنسی ناخواسته بود که حتی در محل کار تمرکزم را میگرفت و یجوایی وسواس فکری جنسی داشتم. جلسات هیپنوتیزم، من را به نقطهای برد که اولین بار این افکار شکل گرفته بود. و با تکنیکهای بازسازی ذهنی و تلقینهای کنترل، افکار مزاحم من به میزان چشمگیری کاهش یافت.
۱۱- مازوخیسم (لذت از درد گرفتن)
رضا تنها زمانی احساس صمیمیت میکرد که در رابطه جسمیاش درد دریافت میکرد متاسفانه اون یک فرد مازوخیسم بود. در هیپنوتیزم، دکتر با بازیابی خاطرهی دوران کودکی که در آن محبت والدین تنها پس از تنبیه فیزیکی دریافت میشد، این ارتباط ناهوشیار بین درد و عشق را شکست. پس از چند جلسه، او توانست بدون نیاز به درد، احساس نزدیکی عاطفی و جسمی را تجربه کند.

۱۲- سادیسم (لذت از آزار دادن)
مریم درگیر سادیسم بود و از دیدن ترس یا درد شریکش هیجان میگرفت. این احساس همیشه با حس گناه همراه بود. در هیپنوتیزم، مشخص شد که این هیجان ریشه در تجربهی قدرت و کنترل در دوران نوجوانی داشت که تنها راه احساس امنیت برای او بود. با کار روی الگوهای امنیت روانی، او یاد گرفت بدون آزار دیگران هم احساس قدرت و جذابیت کند.
۱۳- لیتل گرل فانتزی
حمید به رابطه با شریکانی علاقه داشت که نقش دختر بچه(لیتل گرل) را بازی میکردند. در هیپنوتیزم، دکتر علت را در تجربههای کودکی و فقدان ارتباط سالم با همسالان یافت. با بازسازی ارتباطات احساسی سالم و تغییر تصویر ذهنی از صمیمیت، او بهتدریج توانست از این الگو فاصله بگیرد و رابطههای متناسب با سن واقعیاش را بپذیرد.
۱۴- عورتنمایی
«سعید» با عورت نمایی و نشان دادن بدنش به دیگران در مکانهای عمومی، احساس هیجان و کنترل میکرد. این رفتار باعث مشکلات قانونی و اجتماعی جدی شده بود. در هیپنوتیزم، مشخص شد که این رفتار جایگزینی برای جبران کمبود توجه در کودکی بوده. دکتر با ایجاد مسیرهای ذهنی جدید برای دریافت توجه و پذیرش اجتماعی، توانست این نیاز را به شیوههای سالم هدایت کند.
۱۵- تجربه درمان تمایل به بردهداری جنسی
سالها در تخیلاتم همیشه نقش یک برده بیاختیار رو داشتم و همین باعث میشد روابط واقعیام یا کوتاهمدت باشه یا ناسالم. پیش رواندرمانگر رفتم و از همون جلسه اول هیپنوتیزم، فهمیدم این میل شدیدم ریشه در حس کمارزشی دوران کودکی داره. با جلسات بعدی، تونستم این نیاز به تسلیم شدن رو به شکل فعالیتهای امن و غیرجنسی جایگزین کنم. الان دیگه اون وابستگی شدید رو ندارم و روابط سالمتری رو تجربه میکنم.
درمورد برده داری جنسی بخوانید!
۱۶- تجربه درمان زنپوشی (Cross-dressing)
از نوجوانی وقتی لباس زنانه میپوشیدم حس آرامش عجیبی داشتم، ولی این حس با ترس و خجالت همراه بود. توی هیپنوتیزمدرمانی یاد گرفتم این گرایش رو بدون سرزنش بررسی کنم و علتش رو پیدا کنم. چند جلسه که گذشت، متوجه شدم این کار بیشتر برای پر کردن یک خلأ عاطفی بود. الان میتونم نیازم رو با راههای دیگه برطرف کنم و کنترل بیشتری روی رفتارم دارم.
۱۷- درمان ترامپل
علاقه غیرعادی به این داشتم که کسی روی بدنم راه بره، حتی وقتی به من آسیب میزد باز هم لذت میبردم. توی جلسات هیپنوتیزم، درمانگر کمکم کرد بفهمم این میل نتیجه ترکیب استرس بالا و خاطرات قدیمی از بازیهای خشن کودکی بوده. الان تونستم این نیاز رو به شکل ماساژهای فشاری و بیخطر جایگزین کنم.
۱۸- تجربه درمان فوت فتیش
تمرکز بیش از حد روی پاها باعث شده بود نتونم به طرف مقابلم به عنوان یک کل نگاه کنم. با هیپنوتیزمدرمانی یاد گرفتم توجه ذهنم رو به بخشهای دیگه شخصیت و ظاهر شریکم هدایت کنم. بعد از ۴ ماه، دیگه این میل انحصاری و افراطی رو ندارم و روابط عاطفیام خیلی طبیعیتر شده.
۱۹- تجربه درمان کاکولدیسم
خیالپردازی درباره اینکه شریکم با فرد دیگری رابطه داشته باشه، سالها ذهنم رو مشغول کرده بود. با هیپنوتیزم یاد گرفتم این فکر رو بدون قضاوت بررسی کنم و بفهمم ریشه کاکولدیسم من در حس ناامنی عاطفی و ترس از صمیمیت بوده. بعد از چند ماه، دیگه این افکار به شدت قبل به سراغم نمیاد و میتونم صمیمیت رو توی رابطهام به شکل سالم تجربه کنم.
۲۰- تجربه درمان انواع پارافیلیا
من ترکیبی از چند گرایش غیرمعمول داشتم که روی زندگی و کارم اثر گذاشته بود. جلسات هیپنوتیزم کمک کرد قدمبهقدم ریشههاش رو شناسایی کنم؛ از خاطرات دوران کودکی گرفته تا تجربههای ناخوشایند نوجوانی. الان بخش زیادی از اون کششها رو یا کنترل میکنم یا جایگزین سالم براشون پیدا کردم.



